زیباترین صدا؛صدای درخت است

و دگر بار سلام بر درخت كه تا زنده است از او قنداق تفنگي نمي توان ساخت

گذری این شعر رو خوندم...خیلی ب دلم نشست...این بار از رو همذات پنداری این شعر رو پست نمیکنم 

بل که بخاطر زیبایی خاص  و آهنگ زیبایی که داره !

یکی عاشقم نشدیم تو زندگی تا از این شعرا بخونیم :)))))

"عاشقم،

اهل همین کوچه ی بن بست کـناری

که تو از پنجره اش پای به قلب من ِ دیوانه نهادی

تو کجا ؟ کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا ؟

من کجا ؟ عشق کجا ؟ طاقتِ آغاز کجا ؟

تو به لبخند و نگاهی

منِ دلداده به آهی

بنشستیم.

تو در قلب و

منِ خسته به چاهی

گُنه از کیست ؟

از آن پنجره ی باز ؟

از آن لحظه ی آغاز ؟

از آن چشم ِ گنه کار ؟

از آن لحظه ی  دیدار ؟

کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت،

همه بر دوش بگیرم

جای آن یک شب مهتاب،

تو را تنگ در آغوش بگیرم."

 شاعر :

رحمان نصر اصفهانی

نوشته شده در ساعت 10:1 توسط یاسی|

Design By : Night Melody